میلادعرفان پور(انشام دوباره بیست بابای گلم!)

انشام دوباره بيست باباي گلم

موضوع :كسي كه نيست باباي گلم

ديشب زن همسايه به من گفت: يتيم

معناي يتيم چيست باباي گلم؟

میلادعرفان پور(گفتم کمی از بهار خون حرف بزن)

گفتم کمی از بهار خون حرف بزن

از غیرت شهر واژگون حرف بزن

وقتی پدرم شهید شد مجنون بود

آقای معلم از جنون حرف بزن!

میلادعرفان پور(تا باطن شهر، میزبان خطر است)

تا باطن شهر، میزبان خطر است

دستان بهار نیز بی برگ و بر است

لعنت به دروغ زندگی وقتی که

همسایه ز همسایه ی خود بی‌خبر است