عبدالرحیم سعیدی راد(در وصف بهار هر چه گفتند تویی)

در وصف بهار هر چه گفتند تویی

آن صبح سپید بی همانند تویی

هر چند که بی سایه ترینی اما

پیداست که سایه خداوند تویی

محمدرضاسنگری(درهاهمه بسته بوددرقحطی مرد)

 درها همه بسته بود در قحطی مرد

فریاد نشسته بود در قحطی مرد

یک زن،شب کوچه های بن بست غریب

مردانه شکسته بود در قحطی مرد شاعر

محمدرضاشفیعی کدکنی(پر سوخته ی شرار پرهیز توام)

 پر سوخته ی شرار پرهیز توام

دیوانه ی چشم فتنه انگیز توام

گنجایش دیگری ندارد دل من

همچون قدح شراب لبریز توام

فریدون مشیری(یک لحظه نشدخیالم آزادازتو)

یک لحظه نشد خیالم آزاد ازتو

یک روز نشد خاطرم شاداز تو

دانی که ز عشقت چی شد حاصل من؟

یک جان و هزار گونه فریاد از تو

طیبه سادات بقایی اردکانی(ما بنده شدیم بسته بر درهایت)

ما بنده شدیم بسته بر درهایت

سوزانده به اتشی که از پرهایت....

ایمان به چه اوریم ای عشق چرا

اعجاز ندارند پیمبرهایت

امیدمهدی نژاد(آن جان جهان جود بر مي گردد)

آن جان جهان جود بر مي گردد

بر اجدادش درود بر مي گردد

مردي كه شنيده ايد غيبت دارد

با آنكه نرفته بود بر مي گردد

علیرضادهرویه(دلبستگي به يار را مي فهميم)

دلبستگي به يار را مي فهميم

درد دل بي قرار را مي فهميم

يك عمر اسير صف نانيم آقا!

ما معني انتظار را مي فهميم

حمیدرضاشکارسری(غم را به دل نماز برپا كرد)

غم را به دل نماز برپا كرد

محراب عزا گرفته را دريا كرد

با زهر وضو گرفت آن تيغ آنگاه

بر فرق علي نشستو قران وا كرد

عباس خوش عمل کاشانی(آنسوی کویرهای دور از باران)

آنسوی کویرهای دور از باران

در دامنه های نوظهور از باران

قدری بنشینیم و نفس تازه کنیم

صبح گل سرخ در عبور از باران

جلیل صفربیگی(هی غلت زدم در خود و غلتک خوردم)

هی غلت زدم در خود و غلتک خوردم

مشت و لگد بزرگ و کوچک خوردم

در بند تو در پای دماوند توام

یک عمر من از تو لاک پشتک خوردم